شعرهای عاشقانه جدید و بسیار زیبا

جستجو در پـــــارک کوهــستان بـــرنــطین:

×

تبلیغات

درباره ما

امکانات جانبی

جستجو

تبلیغات

منو کاربری

ارسال مطلب ویرایش پروفایل پنل کاربری صندوق پیام ارسال پیام پیام های ارسال شده تالار گفتمان خروج

نویسنده : علیرضا ذاکرپیشه بازدید :654
شعرهای عاشقانه جدید و بسیار زیبا

تاريخ ارسال:دوشنبه 26 تیر 1391 ساعت: 18:13
دیدگاه ها:نظرات(0)

اشعار فوق العاده زیبا و جدید عاشقانه
ورود به آرشیو اشعار عاشقانه

بی هیچ اسمی میشه عاشق شد
.
بی هیچ اسمی می‌شه عاشق شد .. بی هیچ ردّی از خدا رو خاک
من سال‌ها عاشق شدم بی او .. یک حسِ بی تفسیر وحشتناک
.
من عاشق رفتار های تو .. این ترس بی‌اندازه از دینم
تو عاشق چیزی که پنهونه .. من عاشق چیزی که می‌بینم
.
بی هیچ اسمی می شه عاشق شد .. جادوی این دلداگی کم نیست
تا سیب‌های کال بی ‌تابند .. حوّای من! تقصیر آدم نیست
.
دور از تو افتادم ولی هر شب .. حس می‌کنم بسیار نزدیکی
خاموش شد فانوس من ای کاش .. عادت نمی‌کردم به تاریکی
.
بی هیچ اسمی می‌شه عاشق شد .. بی هیچ نامی از تو یا از من
بیدار کن این ترس پنهونُ .. این عادت هر روزه رو بشکن
.
عبدالجبار کاکایی
.

اشعار زیبای عاشقانه در ادامـــه مطلب

 


.
.
موج عاشقی
.
دنبال من می‌گردی و حاصل ندارد
این موج عاشق کار با ساحل ندارد
.
باید ببندم کوله بار رفتنم را
مرغ مهاجر هیچ جا منزل ندارد
.
من خام بودم، داغ دوری پخته ام کرد
عمری که پایت سوختم قابل ندارد
.
من عاشقی کردم تو اما سرد گفتی:
از برف اگر آدم بسازی دل ندارد
.
باشد ولم کن باخودم تنها بمانم
دیوانه با دیوانه ها مشکل ندارد
.
شاید به سرگردانی ام دنیا بخندد
موجی که عاشق می‌شود ساحل ندارد
.
مهدی فرجی
.
.
.
.
هیاهو
.
هنوزم دستای گرمت جای امنی واسه گریه‌ست
تو قشنگی مثل بارون، من دلم پر از گلایه‌ست
.
هنوزم تو این هیاهو توی این بغض شبونه
من و گنجشکای خونه دیدنت عادتمونه
.
پشت پنجره هنوزم چشم به راهت می‌شینم
ای که بی‌تو خودمو تک و تنها می‌بینم
.
ما دو تا پنجره بودیم گفتی که باید بمیریم
دیوارا همه خراب شد ولی ما هنوز اسیریم
.
ما هنوزم مثل مرداب مست آینه کویریم
ما همونیم که می‌خواستیم خورشیدو با دست بگیریم
.
گریه هام حروم شدن کاری بکن
چشم من بیا من‌و یاری بکن
.
وقتی که به تو رسیدم هنوزم آهو نفس داشت
هنوزم چلچله انگار تو چشاش غم قفس داشت
.
غزلک گریه نمیکرد تو شبای بی چراغی
من‌ و تو هم قصه بودیم از ستاره به اقاقی
.
حالا اما دیگه وقت رفتنه
جاده اسم منو فریاد میزنه
.
حالا من موندم و یاد کوچه های خالی و خیس
یاد خونه ای که دیگه خیلی وقته مال ما نیست
.
اگه خاموشم و خسته اگه از تو دورِ دورم
تکیه کن به من غریبه من یه کوه پُر غرورم
.
ترانه سرا: بابک صحرایی
 

می پسندم نمی پسندم
بخش نظرات

ارتباط با مدیر

پشتيباني آنلاين

آمار

آمار مطالب آمار مطالب
کل مطالب کل مطالب : 367
کل نظرات کل نظرات : 40
آمار کاربران آمار کاربران
افراد آنلاین افراد آنلاین : 0
تعداد اعضا تعداد اعضا : 3

آمار بازدیدآمار بازدید
بازدید امروز بازدید امروز : 24
بازدید دیروز بازدید دیروز : 1
ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 0
ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 0
آي پي امروز آي پي امروز : 2
آي پي ديروز آي پي ديروز : 1
بازدید هفته بازدید هفته : 60
بازدید ماه بازدید ماه : 296
بازدید سال بازدید سال : 296
بازدید کلی بازدید کلی : 296

اطلاعات شما اطلاعات شما
آی پی آی پی : 216.73.216.59
مرورگر مرورگر :
سیستم عامل سیستم عامل :
تاریخ امروز امروز : شنبه 03 مرداد 1405

ورود کاربران


» رمز عبور را فراموش کردم ؟

عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران